ابن المقفع ( مترجم : منشي )

مقدمهء مصحح 17

كليله و دمنه ( فارسي )

كردن معاني الفاظ است نه ترجمهء فصيح ادبي ، اگرچه گاهي توضيح بيشتر و يا ترجمه‌اي منظوم نزديك به معناى محصّل اشعار هم ضميمه شده است . براى بيان معني يك لغت اكتفا به يكي دو بيت يا جمله‌اي كه لفظي در آن آمده باشد كردن ، و آن يك دو تا را شاهد معنائي آوردن دور از احتياط است . خبطهائي كه از راه استنباط معنائي براى لغتي از روى شواهد معدود پيش آمده است در فرهنگهاى ما فراوانست . تجربهء ساليان ثابت كرده است كه هر چه بيشتر با عبارات و ابياتي سر و كار داشته باشيم كه يك لفظ در آنها در قرون مختلف و در دست نويسندگان و شعراى متعلّق بنواحي متفاوت به كار رفته باشد در فهم معني يا معاني آن لفظ قادرتر خواهيم بود « 14 » بنده قبل از مبادرت به چاپ كتاب در هر سطري سعى كرده‌ام كه آن را بفهمم ، سپس در صدد بر آمده‌ام كه بفهمانم ، و كارم صرف نقل كردن ضبط نسخ نبوده است . مع هذا خواننده در حواشي اين كتاب گاهي به لغاتي بر خواهد خورد كه بر بنده روشن نشده است بدين سبب كه دلايل كافي بدستم نيامده است ؛ شعري مثلا از حافظ بدين لفظ بدست آمده بوده است : من اگر نيكم اگر بد تو برو خود را كوش * هر كسي آن درود عاقبت كار كه كشت

--> ( 14 ) در تشريح اصطلاحات و تعبيرات و لغات از كتب لغت عربي و فارسي يك زباني و دو زباني استفاده شد كه در قرون پنجم تا نهم هجري نوشته شده است و مؤلّفين آنها در اين دو زبان استاد بودند و لغات را به همان معاني به كار مىبردند كه در اين كتاب استعمال شده است ، مثل فرهنگ اسدي و صحاح الفرس و تاج المصادر و كتاب المصادر و مقدّمة الأدب و الصّراح من الصّحاح و صحاح و اساس البلاغة و لسان العرب و قاموس ؛ و بكتابهاى متأخّر كه صاحبان آنها معني لغتها را از كتب ديگران برداشته و يا بحدس از نثر و نظم قدما استنباط كرده‌اند و گاهى هم شعر خود را شاهد آن آورده‌اند مثل انجمن آراى ناصري و أنندراج و برهان جامع و برهان قاطع و بهار عجم و غياث اللّغات و فرهنگ جهانگيري و فرهنگ رشيدي و فرهنگ شعوري و فرهنگ فارسي بلاتيني فولرس و معيار جمالي و منتهى الأرب كمتر استناد كرده‌ام . شواهد لغات و تعبيرات غالبا از نويسندگان و شعرائى آورده شده است مقدّم بر نصر اللّه منشي يا معاصر و هم ولايتى او ، و بندرت تا زمان سعدي و حافظ نيز كشيده شده است . از مراجع مشهور و مآخذي كه در ذيل اين مقدّمه تعريف خواهد شد باختصار ياد شده است ، و ساير كتب مورد استفاده در هر بار بنشانى كامل معرّفي گرديده .